حقیقتی کوچک
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸  

حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را 100% بسازند

 

 

اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

*

(تلاش سخت) Hard work

H+A+R+D+W+O+R+K

8+1+18+4+23+15+18+11=98%

*

(دانش) Knowledge

K+N+O+W+L+E+D+G+E

11+14+15+23+12+5+4+7+5=96%

*

(عشق) Love

L+O+V+E

12+15+22+5=54%

*

خیلی از ما فکر میکردیم اینها مهمترین باشند مگه نه!!!؟

پس چه چیز 100% را میسازد؟؟؟

(پول) Money

M+O+N+E+Y

13+15+14+5+25=72%

*

(رهبری) Leadership

L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P

12+5+1+4+5+18+19+9+16=89%

*

پس برای رسیدن به اوج چه کنیم؟

(نگرش) Attitude

A+T+T+I+T+U+D+E

1+20+20+9+20+21+4+5=100%

*

اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم زندگی 100% خواهد شد

نگرش همه چیز را عوض میکند


کلمات کلیدی:
 
بدون ...
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۸  


کلمات کلیدی:
 
دیکشنری آنلاین آماری
ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸  
کلمات کلیدی:
 
شواهد آماری
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸  

  


کلمات کلیدی:
 
لطفا با سرعت حرکت نکنید
ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ تیر ۱۳۸۸  

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت .

ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد .

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد .

پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو، جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب کند .

پسرک گفت:”اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم .

“برای اینکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم “.

مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذر خواهی کرد. برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به راهش ادامه داد .

در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند .

اما بعضی اوقات زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم، او مجبور می شود پاره آجری به سمت ما پرتاب کند...


کلمات کلیدی:
 
معمای غار
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸  

یه معمای جالب که حلش لذت بخشه...

از اینجا دانلود کنید..


کلمات کلیدی:
 
سال نو مبارک ...
ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸  

 

خدایا !

وقتی سالی نو شروع می شود ، قلبهایمان لبریز از شوق تو می شود و احساس های ناب در لحظه تولدی نو با تو آغاز می شود آنقدر سرشار می شویم که با قدرت فریاد می زنیم :

خدای من ، آوای ملکوتی یا مقلب القلوب و الابصار می آید ، تو مرا می خوانی که بخوانمت ! و این منم با حسرت سالهای رفته ، یا مدبر اللیل و النهار ، این منم با هزاران امید به سالهای پیش رو یا محول الحول و الاحوال، خدای من بندگی ام را بپذیر ، التماس مرا بشنو ، حول حالنا .خدای من آرزویم چه خواهد شد؟ الی احسن الحال .

خوب من ، بوی عطر تحویل می آید ، چه مبارک تقدیری !

تولدی نو، تقدیری مبارک و نو، حرکتی جدید با همتی جدید به سوی آینده ای با شکوه .

با خدا بودن زیباست و خوش به حال کسانی که با اویند

هر روزتان نوروز ، نوروزتان پیروز...

 

 


کلمات کلیدی:
 
علت قبول نشدن در کنکور (طنز)
ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸  

چرا که سال فقط 365 روز است. در حالی که:


1) سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.

5) طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی
میماند.

6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.

8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.


10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.

12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!



کلمات کلیدی:
 
آمار زیستی
ساعت ٦:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٧  
کلمات کلیدی:
 
داستان قشنگ شیطان ونمازگذار
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ۱۳۸٧  

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،  خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجدادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))

وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجدبرگشتید.به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگرباعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

داستان:

کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانیدچقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیردریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.

 

 


کلمات کلیدی: